دسته بندی : داستان کوتاه

62

۰

پنج صفت مداد – داستان کوتاه آموزنده

پنج صفت مداد – داستان کوتاه آموزنده پدر بزرگ، درباره چه مى‌نویسید؟ درباره تو پسرم. امّا مهم‌تر از آنچه مى‌نویسم، مدادى است که در دست دارم و با آن...

شهر

77

۰

شهر دزدها

شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند. شبها پس از صرف شام، هر کس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌داشت و از خانه بیرون می‌زد برای دستبرد...

83

۰

تله موش – داستان کوتاه آموزنده

موش از شکاف دیوار سرک کشید تا ببیند این همه سروصدا برای چیست! مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود و بسته ای با خود آورده بود و...

صبح تازه در شبکه های اجتماعی